محمد مهدى ملايرى
120
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اسلام سنّى و زبان و فرهنگ عربى باشد محصور مىساختهاند و به بخشهاى ديگرى از آن توجه نمىشده ، و بدينسان قسمت مهمى از تاريخ و فرهنگ اسلام كه شايد در برخى از رشتهها مهمترين قسمت آن هم بوده باشد يا در محاق فراموشى قرار مىگرفته و يا به صورتى تحريفآميز عرضه مىگرديده ، و بسيارى از دانشمندان بزرگ اسلامى هم كه با هويّتى نه از آن خود معرفى مىشدند ، در هويّت اصلى خود ناشناخته مىماندند . و غرض اصلى از تهيهء اين طرحها هم با تأكيد بر صفت فراگير اسلامى آنها اين بود كه تاريخ و فرهنگ اسلامى در همهء چهرهها و همهء زمينههاى آنچنانكه درواقع بوده و هست شناخته گردد ، نه در يك محدودهء خاصى از آن . بحث و جدلى كه آن طرحها و پيشنهادهاى ضميمهء آنها در مجمع عمومى آن كنگره برانگيخت ، نشان داد كه هنوز آن سنّت ديرينه در ذهن برخى از همكاران و نمايندگان دانشگاههاى عربى همچنان زمينهاى ثابت و پايهاى استوار دارد ، و اين امر هرچند در ظاهر برخاسته از نوعى تعصّب به نظر مىرسيد ، ولى درواقع از اين امر سرچشمه مىگرفت كه هنوز تاريخ جامع و فراگير اسلام بدانگونه كه درواقع بوده حتى در مراكز علمى اسلامى همچنانكه مقتضاى علم و تحقيق امروز است مورد بحث و تحقيق علمى قرار نگرفته و فرهنگ جامع اسلامى هم در همهء چهرههاى آن ، نه در آن مراكز و نه در مراكز پژوهشى ديگر ، جائى براى تحقيق علمى ، بدانگونه كه مقتضاى عصر حاضر است ، نيافته و هنوز هم دانشمندان و فرزانگان تاريخساز اسلام كه مىبايستى با هويت اصلى خودشان و با معرفى اصل و تبار و شهر و ديارشان به عنوان پيشگامان علم و فرهنگ در جهان اسلام شناخته شوند ، و خدمات آنان در گسترش فرهنگ و تمدن اسلامى چنان كه درخور آنان است نموده شود ، تا هم چهرهء جهانى و انسانى اين فرهنگ و تمدن بهخوبى نمايان گردد و هم حق پايهگذاران آن تاحدى شناخته شود ولى بر خلاف همهء اينها باز آنها در تاريخ آن دوران به صورتهاى ديگرى معرفى مىشوند ، و باز ناديده گرفتن اصل و تبارشان يا به دستآويز نوشتههاى عربى